معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣
آموزش
طريقه دار ابو الفضل
در شماره قبل كه از مراحل نويسندگى سخن گفتيم، آخرين مرحله را توجه به «آرايش صورىِ نوشته» بر شمرديم. اما اين آرايشها كدام است و چگونه بايد ظاهر و صورتِ نوشتهاى را با ابزار قلم آراست؟
زيبا سازى اصولىِ يك نوشته بىترديد از راه قوّت انديشه و استدلال، انتخاب واژههاى مناسب، جملهبندىهاى زيبا، استفاده صحيح از عناصر خيال مثل تشبيه و استعاره و كنايه، به دست ميآيد، كه در شمارههاى قبل به تفصيل از آنها سخن گفتيم. اما پس از اينكه نوشته به پايان رسيد، نويسنده، يك كار مهم ديگر هم دارد و آن، زيبا سازى صورتِ اثر خود است؛ يعنى املاى يك دست، استفاده صحيح از علائم سجاوندى (نقطهگذارى)، پاراگرافبندى، تنظيم درست پا نوشتها، تنظيم فنى فهرست منابع و مآخذ (كتابنامه) و مسائل ديگرى از اين دست.
كارهاى فوق را يا خود نويسنده انجام ميدهد و يا آن را به «ويراستار» مىسپارد. اگر نويسنده، خود به اين ظرافتهاى فنى، تسلط داشته باشد، كار او بهتر و مطمئنتر، پيش ميرود. اين سخن به معناى نفى «ويرايش» و «ويراستار» نيست، چون اين مقوله امروزه به اذعان همه نويسندگان و دانشوران و اهالى چاپ و نشر، مرحله جدّى در فرايند پژوهش و نشر است و صاحب اين قلم نيز افتخار دارد كه افزون بر بيست سال است به هنر ويرايش، اشتغال دارد.
ضرورت و فايده
برخى مىپرسند: ضرورت اين كار چيست؟ كافى است كه نوشتهاى از نظر محتوايى و ادبى، زيبا و بىعيب باشد، ديگر مسائل صورى ـ كه معمولاً از غرب هم آمده ـ چه فايدهاى دارد؟
اما چنين نيست، بلكه دقت در نكتههاى صورى، سبب مىشود تا خواننده، نوشته را آسانتر و سريعتر بخواند و گاه او را از اشتباهخوانى، رهايى دهد؛ مثلاً يك «ويرگول»، سرنوشت يك جمله را عوض مىكند. يا نشانههاى ديگر، خواندن را شتاب ميدهد. يا پاراگراف بندى نشاط خواننده را حفظ مىكند و او را خسته نمىكند و به او اجازه تنفّس ميدهد و يا به خاطر سپردن مطالب را آسانتر مىكند.
قبلاً كه اين نكتهها رعايت نمىشد، كتابها بسيار آشفته و درهم بود؛ حاشيههاى مارپيچى و نفسگير، يك سره و بدون پاراگراف و در هم بودنِ متن و پاورقى (حاشيه) و نبودن نشانهها، مطالعه را بسيار كُند و وقتگير مىساخت.
همينجا لازم است به مناسبت به اين نكته اشاره كنيم كه اساساً در گذشتهها عادتِ نويسندگان اين بود كه نوشته را با جملهبندىهاى مغلق و پيچيده، واژههاى نامأنوس و مهمتر از همه، از نظر ظاهرى، فشرده و در هم تنيده مىنوشتند. اين رويه ادامه داشت تا اينكه از صد سال قبل به اين طرف، به تدريج واضح نويسى رواج يافت؛ خصوصاً از حدود سى سال قبل با گسترش حروفچينى ماشينى و سپس رايانه، سبك قديم و نسخه بردارىهاى دستى، به كلى منسوخ شد.
توجيه گذشتگان در آنگونه نگارش، اين بود كه اولاً: در كاغذ، صرفهجويى مىشود. ثانياً: شاگرد يا خواننده بايد با زحمت و چند بار خواندن به كنه مطلبى پى ببرد و آسانسازى، آفت آموزش و مطالعه است. ثالثاً: رواننويسى، مطالب علمى را سبك و پيش پا افتاده مىسازد.
بى ترديد دلايل آنها، سست است، چرا كه صرفهجويى در وقت، مهمتر از صرفهجويى در كاغذ است. ديگر اينكه، پى بردن به كنه يك موضوع، با پيچ و تاب دادن به مطالب، به دست نميآيد، بلكه گاه خواننده را خسته و وازده مىسازد. سوم اينكه، ساده، و رواننويسى به معناى سطحى و پيش پا افتاده بودن مطالب نيست، امروزه، همه كتابهاى علمى و عميق را با نثر روان و ساده، مىنويسند، ولى پيش پا افتاده نيستند؛ مثلاً كتاب «اصول فلسفه و روش رئاليسم»، نوشته علامه طباطبائى و استاد مطهرى، به قلم ساده و روان نوشته شده؛ به ويژه مطالب استاد مطهرى در شرح و توضيح اين كتاب، بسيار روان و به دور از هر گونه پيچيدگىِ لفظى است، ولى مطالب آن، بسيار عميق و انديشورانه مىباشد.
استاد مطهرى براى اولين بار، موضوعات كلامى، فلسفى و عرفانى را از چنبره جملهها و واژههاى مغلق، رها ساخت و نثر علمىِ ساده را رونق بخشيد. نبوغ اين فرزانه شهيد، بىشك در انديشههاى بلند و حلّ مشكلات علمى و فلسفى و خلاقيت در طرح و ارائه موضوعات است، اما نثر و جملهبندى ايشان نيز از اين نبوغ بهره گرفت و عالمان و نويسندگان حوزوى را وارد مرحله جديدى از نگارش و نثر، كرد.
امام خمينى (ره) دو گونه مىنوشت: مغلق و ساده؛ ايشان در نگارش مطالب علمى، فلسفى و عرفانى، متأثّر از نثر قديم بود و طبعاً پيچيده مىنوشت؛ مثل كتاب «چهل حديث» و امثال آن، اما نثر اجتماعى و سياسى آن رهبر فقيد، بسيار روان، خوش خوان، جذّاب و شورانگيز بود. همه اطلاعيهها و بيانيههاى ايشان در دوران مبارزه و تأسيس نظام جمهورى اسلامى كه در كتاب «صحيفه امام» گردآورى شده، از نوع دوم است. اما استاد مطهرى (ره) هميشه و در همه حال، رواننويس بود. از اين جهت، ايشان در حوزههاى علميه و حتى مجامع دانشگاهى، پيشتاز است.
ابزارهاى آرايش صورى
صورتِ نوشته با اين وسايل و ابزارها، زينت داده مىشود:
ـ املاى صحيح و يك دست؛
ـ نشانههاى سجاوندى (نقطهگذارى)؛
ـ پاراگرافبندىِ منطقى؛
ـ تنظيم درست پانوشتها؛
ـ استفاده درست از اعداد و ارقام؛
ـ تنظيم كتابنامه.
از اين پس درباره هر يك از موضوعات فوق، بحث و گفت و گو مىكنيم.
املا (رسم الخط)
نخستين وسيله زيبا سازى متن، املا يا همان رسم الخط مىباشد. املاى فارسى از چند جنبه، به درست نويسى و زيباسازى اثر، كمك مىكند:
١ ـ املاى متناسب با معنا
املاى واژه را بايد به گونهاى بنويسيم كه فساد معنايى ايجاد نكند؛ مثلاً «اثاث» ـ به معناى لوازم خانه ـ را «اساس»، يا «محظور» به معناى حرام و ممنوع (در مقابل مباح و حلال) را به صورت «محذور (مانع و گرفتارى) ننويسيم و... .
٢ ـ تشديد و تنوين و اعراب
تشديد: در يك نوشته، تشديد زياد، متن را نازيبا مىكند، از اينرو تشديد را فقط بر روى حرفى مىگذاريم كه احتمالِ اشتباهخوانى وجود دارد؛ مثلاً قوت (غذا) و قوّت (توانايى)، مَدْرس (محل درس دادن) و مدرّس (تدريس كننده) و... .
تنوين :اگر تلفظ شود، حتماً بايد آورده شود؛ به شكلهاى زير:
الف) تنوين نصب :در همه جا به صورتِ «اً / ـاً» نوشته مىشود؛ مثل:
واقعاً، جزئاً، موقّتاً، عجالتاً، مقدّمتاً، عمداً و... .
يادآورى :١كلمههاى مختوم به همزه، مانند جزء، استثناء، هر گاه با تنوين نصب همراه باشد همزه آنها روى كرسىِ «ي » ميآيد و تنوين روى «الفِ» بعد از آن قرار مىگيرد: جزئاً، استثنائاً.
يادآورى :٢تاء عربى (ة / ـة) اعم از آنكه در فارسى به صورتِ «ت» يا «ه / ـه» (هاى غير ملفوظ) نوشته يا تلفظ شود، در تنوين نصب، بدل به «ت» كشيده مىشود و علامت تنوين، روى الفى كه پس از «ت» ميآيد قرار مىگيرد، مانند: نتيجتاً، موقّتاً، نسبتاً، حقيقتاً، مقدّمتاً.
ب) تنوين رفع و جر :در همه جا به صورت ـٌ و ـٍ نوشته مىشود و در تركيباتِ گرفته شده از عربى كه در زبان فارسى رايج است، به كار ميرود:
مشارٌ اليه، مضافٌ اليه، متّفقٌ عليه.
بعبارةٍ اُخرى، اباً عن جدٍّ.
اعرابگذارى (حركت گذارى) :تنها در حدى لازم است كه احتمال بدخوانى داده شود:
عُرضه / عَرضه؛ حَرف / حِرَف و... .
واژه و تركيبات عربى
يكى از نكتههاى مهم در املاى فارسى، چگونگى نوشتن كلمهها و تركيبات عربى است؛ در اينجا قواعد آنها را ميآوريم:
«ة» در واژهها و تركيبات و عبارتهاى مأخوذ از عربى به صورتهاى زير نوشته مىشود:
١ . اگر در آخر كلمه تلفظ شود به صورتِ «ت» نوشته مىشود:
رحمت، جهت، قضات، نظارت، برائت، مراقبت، زكات، مشكات.
استثنا :قاعده فوق، در جايى استثنا مىخورد كه رعايت رسم الخط قرآنى اين كلمهها مدّ نظر باشد، مثل: صلوة، مشكوة، زكوة، رحمة الله عليه.
٢ . اگر در آخر كلمه تلفظ نشود به صورت «ـه / ه» (هاى غير ملفوظ) نوشته مىشود:
علاقه، معاينه، مراقبه، آتيه.
٣ . «ة / ـة» در تركيباتِ عربى رايج در فارسى به همان صورت «ة / ـة» نوشته مىشود؛ مثل: ليلة القدر، ثقة الاسلام، حجة الاسلام، آية الله، دايرة المعارف، خاتمة الامر.
٤ . «و» كه در برخى از كلمههاى عربى، مانند: زكوة، حيوة، مشكوة، صلوة، به صورت «آ» تلفظ مىشود، در فارسى (جز در مواردى كه رعايت رسم الخط قرآنىِ اينگونه كلمات مورد نظر باشد) به صورت «الف» نوشته مىشود؛ مثل: زكات، حيات، مشكات، صلات.
٥ . «الف كوتاه»: هميشه به صورتِ «الف» نوشته مىشود مثل: معنا، مگر در موارد زير:
٥ ـ ١ ـ الى، على، حتّى، اولى، اُولى.
٥ ـ ٢ ـ اسمهاى خاص: عيسى، يحيى، مرتضى، موسى، مجتبى، مصطفى.
يادآورى :واژههايى مانند اسمعيل، هرون، رحمن كه در رسمالخط قرآنى به اين صورت نوشته مىشود، در فارسى با «الف» نوشته مىشود: اسماعيل، هارون، رحمان.
٥ ـ ٣ ـ تركيباتى كه عيناً از عربى گرفته شده است:
اعلام الهدى، بدر الدُّجى، لا تُحصى و... .
كسره اضافه
نشانه كسره اضافه در خط آورده نمىشود، مگر براى رفع ابهام در كلماتى كه دشوارى ايجاد مىكند:
اسبِ سوارى، اسبْ سوارى.
ـ كلماتى مانند رهرو، پرتو، جلو، در حالتِ مضاف، گاهى به صورتِ «اى» ميآيد، مانند: «پرتوى آفتاب» و گاهى بدون آن، مانند: «پرتوِ آفتاب»؛ آوردن يا نياوردنِ «ى» تابع تلفظ خواهد بود.
ـ براى كلمات مختوم به «هاى» غير ملفوظ، در حالتِ مضاف، از علامت «ء» استفاده مىشود:
نامه برادرم، خانه پدر
يادآورى :در كتابهاى مدارس، به جاى «ء» (كوتاه شده «ى») شكل كاملِ «ى» را ميآورند؛ مثل: نامهى برادرم، خانهى پدر.
البته فرهنگستان زبان و ادب فارسى، اين قاعده را نپذيرفته و همان كوتاه شده (ى) يعنى «ء» را توصيه مىكند (ر.ك :دستور خط فارسى فرهنگستان، چاپ پنجم، ١٣٨٦، ص ٢٨).
ـ «ى» در كلمههاى عربىِ مختوم به «ى» («آ» تلفظ مىشود) در اضافه به كلمه بعد از خود به «الف» تبديل مىشود:
عيساى مسيح، موساى كليم، هواى نفس، كُبراى قياس.
در شماره آينده، بحث املا را ـ به يارى خدا ـ پى مىگيريم.